تبليغاتX
.::.منتظرین امام .::.


با سلام به شما دوست عزيز ؛ دوست شيفته امام زمان (عليه السلام) .
بايد در نظر داشت كه به دنبال رضايت امام عصر (عليه السلام) بودن ، نشانه اي از بيداري انسان از خواب غفلت مي باشد و حائز اهميت است . چنانچه در دعاي شريف ندبه مي خوانيم : « و امنن علينا برضاه » يعني از خداوند مي خواهيم كه : خدايا ! بر ما منت گذار و امام زمان (عليه السلام) را از ما راضي و خشنود بفرما .
اما مهمترين و اساسي ترين راهي كه موجب رضايت آن حضرت مي شود اين است كه انسان نفس خود را از صفات بد پاك كند . براي اين كار در ابتدا بايد لااقل هر روز چند دقيقه اي با آن امام عزيز مناجات كند ؛ آن حضرت را آگاه و ناظر بر اعمال و گفتار خود بداند و از آن امام بزرگوار بخواهد كه وسائل تزكيه و تهذيب نفس او را كه از جمله آنها يك استاد و راهنماي الهي است برايش فراهم فرمايند .
مي نويسم...
مي نويسم به ياد دلهاي عاشق و به ياد شقايق هاي پژمرده...
مي نويسم به ياد آنان که همچون فرشته اي پاک بسوي آسمان پر کشيدند و زمينيان را در حيرت غيرت و عزت و شرف خود گذاشتند و تقديم به تو مي کنم اي تنها دليل ماندنم در اين بيابان برهوت...
_________________
به اميد روزي که توفيق اين را داشته باشيم تا از منتظران واقعي آقامون امام زمان(عج)باشيم. « آمين»
نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387;ساعت 16:8;  توسط علی شکوهی;  | 

حسین بن علی معروف به علی بغدادی می گوید: زنی سوال کرد: وکیل حضرت صاحب الزمان ع کیست؟
پس بعضی از اهالی قم به او گفتند: «ابوالقاسم بن روح است.» و او را به آن زن معرفی کردند. پس آن زن نزد ابوالقاسم بن روح رفت و من نیز ان جناب بودم. آن زن گفت: ای شیخ! چه چیزی با من است؟»
شیخ ابوالقاسم فرمود: با تو هر چه هست آن را در دجله بینداز.
پس آن را به دجله انداخت و برگشت و نزد ابی القاسم بن روح آمد. ابوالقاسم به خادم خود فرمود: «آن کیسه را برای ما بیاور.»
پس کیسه ای به نزد او آورد. شیخ به آن زن گفت: ..

«این کیسه ای است که با تو بود و تو آن را در دجله انداختی؟» زن گفت: «آری»
شیخ فرمود: «به تو بگویم که چه چیزی در آن است یا اینکه تو خودت به من می گویی؟» زن گفت: تو بگو.
شیخ فرمود: در این کیسه، یک جفت دستبند طلا قرار دارد و یک حلقه بزرگ که در آن گوهری است و دو حلقه کوچک که در آنها نیز گوهری وجود دارد و دو انگشتر که یکی فیروزه و دیگری عقیق است.
پس آن کیسه را باز کرد و آنچه در آن بود را نشان داد و همانگونه بود که فرمود و هیچ چیزی را جا نگذاشته بود.
زن گفت: این، عینا همان است که من در دجله انداختم.
پس من و آن زن از شادی دیدن این معجزه، بسیار متعجب و خوشحال شدیم.
نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387;ساعت 20:28;  توسط علی شکوهی;  | 

سلام امام مهربان من

این روزها وقتی از تلوزیون میدیدیم که فلان کس اروپایی یا فلان روزنامه دانمارکی به پیامبرمون توهین کرده یا به قرآن توهین کرده دلمون درد می گرفت.

از سکوت روسای مسلمونا و حاکمای مملکتهای مسلمان خیلی عذاب می کشیدیم.

ولی این توهین ها را میذاشتیم به حساب نادانی های برخی مسیحیها یا یهودیها یا لائیکهایی که عامل این کار بودند.

اما اما اما

چند روز پیش یکی برام نظری گذاشته بودکه یک وبلاگ فارسی هم بله....

وقتی به وبلاگ رفتم خط اول را که خوندم خیلی خجالت کشیدم.ناخداگاه پنجره را بستم.

شب خوابم نمیبرد.

وقتی تصمیم گرفتم به آقایون بگویم دیدم خیلی ها پیشتازی کردند.اما ....

امام زمان من (عج)    مهربان    این روزها خیلی دلم خواستگاه شماست.

خیلی دلم تنگ شماست.

به خدا شبها باید خودم را به بیخیالی بزنم تا خوابم بره.

پاسخ آقایون تنها بهانه بود برای رفع تکلیفشون.

آقا جان. حواله اش به شما

می دانم اگه آدم بشو نبودند پوست کلشونو می کنی.

پس دست خودت را میبوسه.

اگه قرار باشه هرچیز خصوصی فراگیر بشه و هر غلطی دلشون بخواد بکنن که نمیشه.

داریم براشون به یاری خدا ...

مزاحمت نشم آقا. میدونم که حتماْ می خونی .

میدونی یکدفعه مدیاپلایرم چی خوند.

سقای دشت کربلا اباالفضل       دستت شده از تن جدا اباالفضل

 

 

متی ترانا و نراک....


ای آخرین حجت حق...

کی می شود، ترنم سخن آشنای تو

در گوشهای پر زهیاهو و خسته ام

عزم سفر کند

آیا شود که روح پر کشیده ی تو از دیار دوست

یک دم به سوی روح سر گشته و زارم نظر کند

یا می شود که آن نگه دلنشین تو

در دیدگان پر ز اشک وانتظار

آنی گذر کند

ای انتهای صبر وتحمل شتاب کن !

جان آمده به لب دگر انقلاب کن !

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387;ساعت 13:11;  توسط علی شکوهی;  | 

موسسه حضرت منجی (عج) دارالعلم یزد