خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.
وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.
باب اللّه:دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.
داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.
سبيل اللّه:راه خدا، كه هركس سلوكش راجزدرراستاى آن قراردهدسر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.
ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.
حجة اللّه:حجّت خدا،برهان پروردگار،آن كس كه براى هدايتِ دردنياو حسابِ درآخرت به اواحتجاج مى كنند
نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.
عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.
سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.
خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).
علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.
سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.
عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.
ای یوسف زهرا...
گوشه چشمی به ما کن که چشم بیمارت دردهارا دوا و رشته ی محبت وعشقت
دل را از تعلقات رها می کند.
ای گل نرگس...
نیم نگاهی از نرگس مستت کافی است تا بتوانیم باب حرم دل را به سویت
بگشائیم وغبار اغیار از آیینه ی جان بزدائیم.
ای جان عالم فدای خاک پایت...
آن را از ما دریغ مدار...
شاید این جمعه بیاید شاید...
الهی آمین...
تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
می آید...
شاید روزی که دیگر من نباشم...
شاید روزی که دیگر با او نباشم...
شاید روزی که با دیدنش اشک در چشمانم حلقه نزند...
شاید روزی که دیگر ...
ولی می دانم می آید...اخر خودش گفته که می آیم...
محتاج یک نگاهش هستم...اگر نگاه نشد حد اقل یک اشاره...
بیا و مارا از این منجلاب بیرون کش...
بیا...بیا...بیا
بحق رقیه(س)
آقاى مديركل!
جناب رئيس!
مسئول محترم!
معاون گرامى!
مشاور عزيز!
اگر امام بيايد، چند نفر شما بر سر پست و مقامتان باقى مى مانيد؟
امام، مى شكند
پايى را كه روى حق گذاشته شود.
مواظب باش!
زير ذره بين نگاه امام همه خطاها بزرگند،
چه كسى را گوى مى زنى؟
غافلند آنان كه نگران »غيبت« امامند،
اما نگران »حضور«ش نيستند.
وقتى امام نيت تو را بداند،
از خجالت آب نمى شوى؟
چقدر غيبت؟
چقدر دروغ؟
چقدر فريب؟
بيخود نيست كه توفيق دعاى فرج از اين زبانها گرفته شده است.
دويست بار هم كه »اياك نعبد و اياك نستعين« بگويى،
وقتى دلت گرفتار ديگرى باشد،
نماز امام زمان را نخوانده اى.
توقع بيجايى است،
با چشم آلوده، روى پاك را ديدن!
امام از توجيه بيزار است.
نيت و عملت را موجه كن!
با هر گناه تو
دل امام شكسته تر مى شود.
حواست كجاست؟
»أنّ الارض يرثها عبادى الصالحون«
كجاى كارى؟

