تبليغاتX
.::.منتظرین امام .::.


ابوجعفر گوید: چون فردا شد، آن هاشمی مرا به خانه اش برد و از من پذیرایی کرد، سپس کنیزش را صدا زد. کنیز سالخورده ای دیدم. به او گفت: ای کنیز، به سرور خود ماجرای میل سرمه  و مولود را تعریف کن. گفت: کودک بیماری داشتیم، بانوی من به من گفت به خانه امام عسکری علیه السلام برو و به حکیمه بگو چیزی به ما بدهد تا به سبب آن برای این فرزندمان شفا یابیم.
چون رفتم و آنچه را که بانویم گفته بود گفتم، حکیمه گفت: آن میل را که با آن چشم فرزند دیشب به دنیا آمده را سرمه کشیدیم بیاورید. مقصودش فرزند امام حسن عسکری علیه السلام بود. آن میل را آوردند. آن را به من داد، من نیز پیش بانوی خودم آوردم و به فرزندم سرمه کشید و خوب شد و پیش ما ماند. ما پیوسته با آن شفا می یافتیم، سپس آن را گم کردیم.
تعجب نکن بندگی وعبودیت خدا گوهر آدمی را دگرگون می کندمانندکیمییا که مس را تبدیل به طلا می کند.اگر بندگی کنی صاحب نفس ،صاحب دعای مستجاب می شوی،جای پایت ،خاک پایت تبرک وشفا می شود .به مسجد جمکران نگاه کن چون به دستور امام  ساختهوبا قدوم امام زمان _علیه السلام-متبرک گشته چگونه خاک درش سرمه حاجت وشفادر چشمهای کم سوی دعا ونیاز ما می کشد.آری تمام وجود امام برکت است .ازدر این خانه جای دگر مرو.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388;ساعت 8:55;  توسط علی شکوهی;  | 

 آخ چه کیفی داره اگه تیم ملی ایران بدون هیچ دردسری مستقیم بره جام جهانی!
- نه عزیزم من به این سادگی ها نیست. باید کلی عرق ریخت و تلاش کرد. تازه حالا هم که از دو تا رقیب عقب تر هستیم.
- اما حیف چی می شد بازیکن های جام جهانی سال 1998 توی این تیم بودن!
- ای بابا این حرفها و آرزوها چیه می کنی! قشنگی جام جهانی به همینه که هر دوره باید بازیکن های تازه، وارد میدان بشن. هیچ دوره ای هم با دوره دیگه مقایسه نمی شه.
- راست گفتی، جام جهانی دقیقا مثل دنیا می مونه.
- چطور؟ من که متوجه نشدم.
- ببین، در دنیا هم، نسل های مختلف آدم ها دوره به دوره اومدن و زندگی کردند. هر دوره هم مسابقه سرنوشت خودشون را بایست می دادند و هیچ دوره ای جای دوره های دیگری را نمی گیره.
- بله، کاملا درست می گی. مثل جام جهانی حتی هیچ دوره ی بدی هم، باعث تعطیل شدن دوره بعدی نشد.
- آفرین، این مثالت دقیقا شبیه سوال و تعجب ملائکه از خداوند متعال درباره آفرینش انسان بود که به خدا گفتند: خدایا تو می خواهی آدم هایی را بیافرینی که در میدان مسابقه دنیا فقط خطا کاری می کنند؟ خدایا نمی خواهد دیگر در این میدان مسابقه آدم خلق کنی. خود ما هستیم، برای تو تسبیح و تقدیس می کنیم.

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ.
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینى خواهم گماشت»، [فرشتگان‏] گفتند: «آیا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگیزد، و خونها بریزد؟ و حال آنكه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه مى‏كنیم و به تقدیست مى‏پردازیم.» فرمود: «من چیزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانید.»- حرف ملائکه مثل اینه که داوران مسابقه بگن، تو زمین نمی خواد بازیکن بیاد ما خدمون خیلی قشنگ سوت می زنیم. تازه هیچ دعوایی نمی شه و اصلا دیگه به کسی کارت زرد و قرمز هم نمی دیم!
- به خاطر همین، خداوند متعال فرمود: إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ  ای ملائکه، من چیزهایی را می دانم که شما اصلا نمی دانید.
- میشه یک خورده بیشتر توضیح بدی.
- حتماً! تا قبل از آفرینش حضرت آدم در روی زمین بشرهایی  بودند که خداوند به آنها از خودش هدیه و هبه نداده بود.
- آهان، منظورت فطرته دیگه؟
- آفرین! زدی به هدف، خداوند فرمودند: ای ملائکه بشنوید، یک دسته گلی آفریدم که نگو، دستم درد نکنه! از همه ی شما برتر و بالاتره از جنس خودمه! گوهری از جنس خودم در او امانت گذاشتم. پس به او سجده کنید. به این آدم نه، بلکه به گوهر الهی و به خدای خودتان سجده کنید!
- بارک الله، با خلقت این آدم پاکنهاد، بازی به فینالش رسید.یعنی بهترین های تیم آدم ها به دیدار نهایی تاریخ رسیدند.
- احسنت، مربی این تیم به فینال رسیده هم پیامبر خاتم است. حقیقتا پیامبر ما ختم مربی هاست. بازی آخر هم هست، یعنی آخرین امام، و ما هم در تیم امام زمان علیه السلام هستیم.
- وای مرد حسابی، از کجا به کجا کشوندی منو، مو به تنم سیخ شد.
الان هم بازی آخر است، پس بیایید ما هم در تیم به فینال رسیده باشیم. مربی ما هم امام زمان است.

خدایا کمک کن تا در این بازی دنیا پیروز میدان و در روی آقایمان سر بلند باشیم.    آمین

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388;ساعت 11:8;  توسط علی شکوهی;  | 

ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند. بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند؛ او گمان می‌کند پدرش گم شده است، در حالی که واقعا خودش گم شده است. انبیا، امامان و اولیا، پدران خلقند و دست خلایق را می‌گیرند تا آنها را سالم از بازار دنیا عبور دهند.
غالب خلایق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند. امام زمان (علیه‌السلام) گم و غایب نشده‌اند، ما گم و محجوب گشته‌ایم.
ظاهرا می‌گوییم آقا می‌آید، ولی در حقیقت ما به خدمت حضرت می‌رویم. ما به پشت دیوار دنیا رفته و گم شده‌ایم باید از پشت دیوار بیرون بیاییم تا ببینبم که امام زمان(علیه‌السلام) از همان ابتدا حاضر و منتظر ما بوده‌اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388;ساعت 16:34;  توسط علی شکوهی;  | 

دعا كردن‌ برای‌ فرج‌ امام‌ زمان ‌علیه السلام بهترین‌ هدیه‌ برای‌ حضرت‌ است‌. برای‌ حضرت‌ صدقه‌بدهیم‌ و محبّت‌ كنیم‌. فرج‌ عمومی‌ حضرت‌ اینست‌ كه‌ حكومت‌ حضرت‌ تشكیل‌ بشود. همه‌ی‌ انبیاءمنتظر آن‌ حكومت‌ بوده‌اند.
البته‌ ما باید برای‌ این‌ نظام‌ تلاش‌ كنیم‌ امّا نباید خیال‌ كنیم‌ كه‌ ما چون‌این‌ نظام‌ را قبول‌ كردیم‌ پس‌ ما مسلمانیم‌. نخیر! مسلمان‌ نیستیم‌ و باید اقرار كنیم‌ كه‌ ما مسلمان‌نیستیم‌. اسلام‌ چیز دیگری‌ است‌. الان‌ اگر بنده‌ بگویم‌ من‌ نمونه‌ی‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ هستم‌، اصلاًمردم‌ از حوزه‌ی‌ علمیه‌ متنفّر می‌شوند. باید بگویم‌ من‌ هم‌ یك‌ طلبه‌ی‌ ناقص‌ از حوزه‌ هستم‌، اگریك‌ نواقصی‌ از من‌ دیدی‌، آنها را به‌ حساب‌ حوزه‌ نگذار. من‌ یك‌ مسلمان‌ كالی(ناقص)‌ هستم‌. اگر از من‌اشكالی‌ دیدی‌ به‌ اسلام‌ لطمه‌ نزن‌. مرحوم‌ جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ - خدا او را رحمت‌ كند - می‌گفت ‌باید اول‌ بگوییم‌ ما مسلمان‌ نیستیم‌، بعد تبلیغ‌ اسلام‌ را كنیم‌. ما یك‌ سری‌ سلیقه‌ی‌ شخصی‌ ازشرق‌ و غرب‌ جمع‌ كرده‌ایم‌ و اسمش‌ را اسلام‌ گذاشته‌ایم‌. عروسی‌ و عزای‌ ما اسلامی‌ است‌؟مراسم‌ و رفتارهای‌ ما اسلامی‌ است‌؟ كجای‌ ما اسلامی‌ است‌؟
البته‌ اینطوری‌ نیست‌ كه‌ فكر كنیم‌حضرت‌ وقتی‌ بیایند، من‌ عوض‌ می‌شوم‌ و نفوس‌ عوض‌ می‌شوند. منتها من‌ جرأت‌ نمی‌كنم‌ كاربد كنم‌. الان‌ جرأت‌ نمی‌كنم‌ از ترس‌ قانون‌، شراب‌فروشی‌ باز كنم‌ ولی‌ در خانه‌ام‌ می‌توانم‌ شراب ‌بسازم‌. امّا آنوقت‌ جرأت‌ نمی‌كنم‌ در خانه‌ی‌ خودم‌ هم‌ شراب‌ بسازم‌، نه‌ اینكه‌ نخواهم‌ این‌ كار رابكنم‌. آن‌ كسی‌ كه‌ می‌خواهد دزدی‌ كند دیگر نمی‌تواند، نه‌ اینكه‌ نمی‌خواهد دزدی‌ كند.
اینطوری‌نیست‌ كه‌ وقتی‌ امام‌ زمان‌ بیاید همه‌ی‌ نفوس‌، مسلمان‌ می‌شوند، نخیر، چنین‌ چیزی‌ نیست‌، چرا؟ چون‌ قرآن‌ می‌فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم‌ُ الْعَد'اوَة‌َ وَ الْبَغْضاءَ الی‌' یَوم‌ِ الْقِیامَة‌) تا قیامت‌، این‌ بشرهمینطوری‌ است‌. منتهی‌ همین ‌طور كه‌ برای‌ حضرت‌ سلیمان‌، همه‌ی‌ جن‌ و انس‌ در خدمتش‌بودند، وقتی‌ حضرت‌ بیاید، همه‌ی‌ قدرت‌ها در دست‌ اوست‌. آن‌وقت‌ آدم‌ از در و دیوار و عیال‌خودش‌ و از شنود شدن‌ حرفهایش‌ می‌ترسد. وقتی‌ اینطور شد من‌ دیگر می‌ترسم‌ خلاف‌ كنم‌. نه‌اینكه‌ خیال‌ كنیم‌ نفوس‌ ما عوض‌ می‌شود ولی‌ الان‌ اگر انسان‌ كاری‌ كند امام‌ زمان‌ راضی‌ شودهفتاد برابر آن‌ وقت‌ است‌، منظور از هفتاد، عدد نیست‌، كنایه‌ از كثرت‌ است‌، یعنی‌ اعمال‌ خیلی‌ارزش‌ دارد.
شما الان‌ هركار  خوبی‌ بكنی‌، هفتاد برابر آن‌ وقت‌ است‌. ما كافی‌ است‌ واجب‌ را انجام‌دهیم‌ و حرام‌ را ترك‌ كنیم‌ آن‌وقت‌ سلمان‌ زمان‌ می‌شویم‌. اگر كسی‌ به‌ واجب‌ عمل‌ كند و حرام‌ راترك‌ كند، خدا دستش‌ را می‌گیرد و او را هفت‌ شهر عشق‌ می‌گرداند. ما خیال‌ كرده‌ایم‌ كلاس‌اخلاق‌ امجد كسی‌ را می‌سازد، نه‌، چنین‌ نیست‌! امجد خودش‌ را نساخته‌، بعد بیاید تو را بسازد؟از این‌ كلاس‌ اخلاق‌ به‌ آن‌ كلاس‌ اخلاق‌.
یك‌ عده‌ شیّاد هم‌ در جامعه‌ افتاده‌اند و فرمول‌ دست‌شان‌است‌ و از غیب‌ هم‌ می‌گویند و اسرار بقیه‌ را فاش‌ می‌كنند. آن‌وقت‌ یك‌ عده‌ شیّاد با این‌ جوان‌هاافتاده‌اند. خدا قوام‌ را رحمت‌ كند. وقتی‌ خطایی‌ می‌دید عبا را به‌ سر می‌كشید تا نبیند. بزرگان‌ مامظهر ستّاریت‌ بودند، مظهرِ (یا مَن‌ ظَهَرَ الجَمیل‌ و سَتَرَ القبیح‌) بودند.
نامه ی یک بچه به امام زمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388;ساعت 16:20;  توسط علی شکوهی;  | 

دلم گرفته بود و از خیانت سران عرب می‌سوخت و سوزش این آتش را می‌خواستم با لهیب فریاد آشکار سازم. بلندترین افشاگر این فریاد را قلم یافت. قلم در دستم آرام نداشت او نیز با پا که نه، بلکه با سر و از جوهر درون خود بر کاغذ تاریخ می‌دوید و می‌گریست و چه گریه‌ی تلخ و تاریک و سیاهی، گریه از ظلمت خیانت و سکوت.
اما می‌خواستم بگویم، کجایی آقا؟ ای امام زمان كه درود و سلام خدا بر تو و اجداد تو باد. آیا غزه را نمی‌بینی؟ کودکان در آغوش مادران به سوی پرنیان بهشت پر کشیده! پیران در محراب سجده خونین کرده، مبارزی که با مسلسل خویش قنوت گرفته و پزشکی که برای مجروحان داروی مقاومت و استقامت تجویز و تزریق می‌کند!
اما فکری غریب راهزن نجوا و شکوای حق شد. چه می‌گویی؟ در این شبها امام زمان در کربلاست و هر شب به زیارت قبر جد بزرگوارش می‌رود و می‌گرید و یا در بیابانها در انتظار است! او را با مردم غزه چه کار! آنها از پیروان و منتظران او نیستند.
پرسشی بود عجب، با روح من، با فطرت من ناسازگار! یک یا حسین بلند و یک یا مهدی ادرکنی بر تمام سرزمین وجودم طنین انداز شد. گویی ابرهای تیره تردید به کناری می‌رفتند و تندباد بهاری زلال جاری جواب را همراه آورد.
آری، اولاً باید بدانی امام زمان(عجل الله فرجه)، امام تمامی انسانها و تمامی موجودات است. مگر در زیارت شریفش نمی‌گویی: «السلام علیک یا امام الانس و الجانّ». بله امام زمان، امام هر کافر و هر مسلمانی است.
ثانیاً: چه کسی گفته كه آن عزیز در بیابان غربت است؟ او در صحنه‌ی عمل میدان‌دار است. او مربی است و برای تربیت من و تو صحنه گردانی می‌كند. اوست که دلها را به سوی اسلام ناب می‌گرداند. اما این اقبال قلوب هزینه دارد و بدون حرکتهای تاریخی و اجتماعی پدید نمی‌آید.
نمی‌دانم تا به حال به گود زورخانه، سالن کشتی و یا به میدان فوتبال رفته‌ای یا نه؟ مربیان دانا و دلسوز برای پرورش شاگردان خود آنها را به جنگ با مبارزان قویتر می‌فرستند. شاگردان سبک و خام، زمین می‌خورند و گرد خامی و بی تجربگی را بر همان زمین می نهند و پیروز و خاک آلود بر می‌خیزند.
امام زمان(عج)، در غزه معرکه گردان پیرایش و پالایش مسلمانی و مسلمانان، از وادی اسلام تا سرزمین ایمان است. آری برای ورود به سرزمین امن ایمان باید تلاش و مجاهده کرد. زیرا «اَحسب الناسُ اَن یُترکوا اَن یقولوا آمنا و هم لا یُفتنون» «و لقد فَتنا الذین من قبلهم فَلَیعلمُنَّ الله الذین صدقوا وَ لَیَعلَمُن الکاذبین»
آیا مردم می‌پندارند هنگامی که گفتند ایمان آوردیم، رها می‌شوند و مورد امتحان قرار نمی‌گیرند؟ قطعاً ما پیشینیان را نیز امتحان کردیم تا راستگویان را خدا بشناسد و دروغگویان نیز شناخته گردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388;ساعت 1:36;  توسط علی شکوهی;  | 

دهه اول ماه مبارک رمضان تمام شد و در آستانه ورود به دهه دوم قرارداریم. آخرین روز و شب و لحظات دهه اول ، لحظاتی است که منتسب به امام زمان است. شب جمعه و روز جمعه. در بسیاری از دعاهای ماه رمضان مثل دعای افتتاح اشاره به امام زمان علیه السلام وجود دارد و این یعنی اینکه ماه رمضان و روزه واقعی جدا از امام زمان و یاد او نیست.
بخشی از سخنان حجةالاسلام سیدمهدی طباطبایی در مورد ماه مبارک رمضان و ارتباط آن با ولی عصر علیه السلام را با هم می خوانیم و در این ماه مبارک برای فرج آن عزیز غایب از نظر دعا می کنیم. آمین

یکی از مهمترین ارکان عبادت، اطاعت از ولی خدا است و اطاعت از امام زمانعلیه السلام به عبادت و رفتار و منش انسان طراوت می بخشد.
با این نوع نگاه می توان به ارتباط عمیق ماه مبارک رمضان با ولایت پی برد زیرا توجه صرف به عبادت و غفلت از اطاعت باعث فقدان مهمترین رکن عبادت می شود. عبادت اطاعت از ولی خدا است و اگر اطاعت نباشد، عبادتی نیست. اطاعت گره خورده به عبادت است و این اطاعت نیز باید از امام معصوم علیه السلام باشد. ظاهر عبادت خشک است و طراوت بخش عبادت همان ولایت و اطاعت از امام علیه السلام است.
ائمه اطهار علیهم السلام در طول تاریخ مفسر قرآن کریم بوده اند. قرآن کریم و عترت همراه هم هستند و از هم جدا نمی شوند. ماه رمضان ماه نزول قرآن است و قرآن هر سال در شب قدر بر امام زمان علیه السلام نازل می شود.
روح قرآن امام زمان علیه السلام است. حضرت حجت (عج) قرآن ناطق است. امام زمان علیه السلام فقط مبین و توضیح دهنده قرآن کریم نیست بلکه عابد و عمل کننده به قرآن است و اگر با امام رابطه نداشته باشیم، نمی توانیم از قرآن بهره مند شویم.
هر قاری و حافظ قرآن اگر دور از ولایت امام زمان (عج) باشد آن قرآن و تلاوت در درون او نقش سازنده نخواهد داشت و اگر به اطاعت برخیزد اطاعت او را به کمال لایق می رساند. قرآن تنها ابزار ارتباط ما با امام زمان است و هنگام قرائت قرآن نباید از نگاه امام غافل شویم و با قرائت قرآن و توجه به ولی الله ارتباط با پروردگار قوی تر می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388;ساعت 11:26;  توسط علی شکوهی;  | 

قصه‌هایی هست از تشرّفات افرادی كه از امام پول، زن، سلامتی و امثال آن را می‌خواسته‌اند. اینها همه خوب است. ولی چرا انسان از حضرت آن چیزی را كه خود آن حضرت از خدا می‌خواهد طلب نكند؟
به همین دعای حضرت در ماه رجب توجّه كنید، حقیقتاً برای ما آموزنده است، ما هم همین‌ها را از خدا بخواهیم «وَ احتم لِی فِی قَضائِكَ خَیرَ ما حَتَمتَ؛ از قضاهای خودت، بهترینش را برای من تقدیر فرما».
«وَ اختِم لِی بالسَّعادةِ فی مَن ختمتَ؛ مرا از كسانی قرار بده كه امرشان را در این ماه به سعادت ختم می‌فرمایی». «و اَحیِنِی ما أحیِیتَنِی مَوفُورَاً و أمتِنی مَسرُورَاً و مَغفُوراً؛ زنده‌ام بدار در حالی كه از الطاف و رحمت‌هایت، حظّی وافر داشته‌ام و بمیرانم در حالی كه مسرور و آمرزیده‌ باشم». «واجعَل لی إلی رضوانِك وجِنانكَ مَصیراً؛7 برایم راهی به بهشت و رضوان خودت مقرّر فرما».
او رضوان و رضای خدا را می‌طلبد. ما هم همین‌ها را بطلبیم كه هیچ چیز بالاتر از رضای خدا و بالاتر از محبّت خدا و اولیای خدا وجود ندارد.
از امام زمان(علیه‌السلام) بخواهیم كه برایمان استغفار كند.یكی از چیزهایی كه خیلی مهم است، استغفار است. استفغار، پوشاننده‌ی سیّئات است. اگر طلبِ مغفرت جدّی باشد منجر به مغفرت می‌شود. یك وقت انسان خودش استغفار می‌كند، یك وقت دیگران برایش استغفار می‌كنند، رفقا برایش استغفار می‌كنند، آن هم مؤثر است امّا راه سومی هم وجود دارد كه بهتر از دو راه قبلی است و آن این است كه انسان به حجّت وقت متوسّل شود و از آن حضرت بخواهی كه یابن‌رسول‌الله! شما برایم طلب مغفرت كنید. من این مطلب را از این آیه شریفه می‌گویم:
و لَو انَّهُم إذ ظَّلَموُا أنفُسَهم جاؤُوكَ فاستَغفِروا اللهَ و استغفِر لهمُ الرَّسولَ لَوجَدوا اللهَ توّاباً رحیماً.*
اگر آنان وقتی كه به خود ستم كردند، پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر نیز برای آنان طلب آمرزش می‌كرد، قطعاً خدا را توبه‌پذیر مهربان می‌یافتند.
خداوند به پیامبرش می‌فرماید اگر اینها كه خلاف كرده‌اند، پیش تو می‌آمدند و از من طلب مغفرت می‌كردند، تو هم برایشان استغفار می‌كردی ـ اگر این دو استغفار با هم ضمیمه می‌شد ـ آن وقت « لَوجَدوا اللهَ توّاباً رحیماً» نمی‌فرماید: «یَغفِراللهُ لهم» یعنی خدا ایشان را می‌آمرزید، بلكه می‌فرماید: «لوَجَدوا الله توّاباً رحیماً» تعبیر بسیار جالبی است. یعنی در صورت استغفار خودشان و استغفار رسول خدا، در وجودشان می‌فهمیدند و می‌یافتند و درك می‌كردند كه خدا آنها را آمرزیده است. یعنی در آن صورت غفوریّت و رحمانیت خدا را درك می‌كردند.
خوب، آن وقت، حجّت خدا، رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بود و حالا حجّت وقت، امام زمان(علیه‌السلام) است. به خدا قسم اگر ما از امام زمان(علیه‌السلام) بخواهیم برایمان استغفار خواهند كرد. در ساحتِ مقدّس اینها بخل راه ندارد. امام زمان(علیه‌السلام) خلیفة خداست، مظهر تامّه حق است، اسم اعظم خدا، الان امام زمان است. اگر جدّاً بخواهیم، حضرت دعا می‌كنند، طلب مغفرت می‌كنند آن‌گاه انسان، غفوریّت و رحمانیّت خدا را لمس می‌كند.
برادران یوسف، بعد از آزار یوسف(علیه‌السلام)، وقتی متوجه شدند بدكاری كرده‌اند، پشیمان شدند و از پدر خواستند كه «یا اَبانا اِستَغفِرلَنا ذُنوبَنا...»9 گفتند: پدرجان! تو پیش خدا وجیه هستی، رسول و پیغمبر خدا هستی، پیش خدا آبرو داری، ما گناهكاریم پشیمانیم، از تو می‌خواهیم كه برایمان طلب مغفرت نمایی، یعقوب(علیه‌السلام) هم پذیرفت. ما هم از پدر حقیقی خود بخواهیم كه او برایمان طلب مغفرت كند. یعنی از امام زمان(علیه‌السلام) درخواست كنیم كه بعد از توبة حقیقی، برای ما طلب مغفرت كند زیرا او «وجیه عندالله» است. او محمود خداست، او ولیّ خداست، او همه كاره عالم است این توبه اگر با آن لطفِ مغفرت توأم شود قطعاً كارساز خواهد بود.
الان هم رسول خدا زنده است، باید از رسول خدا بخواهیم، از امام زمان بخواهیم و عرض كنیم: یابن‌رسول‌الله! ای عزیز فاطمه(س)! تو می‌دانی ما بیچاره هستیم و پناهی نداریم، یكی از القاب شما «غوث» است. یعنی پناه بی‌پناهان! شما پدر حقیقی ما هستید. ما بچه‌های بدی هستیم ولی شما پدر خوبی هستید، ما نوكرهای بدی هستیم، اما شما خوب آقایی هستید. ما كجا برویم، به چه كسی بگوییم و به كه پناه ببریم؟ ما شما را دوست داریم و تو از قلب ما خبر داری، در زیارت دارد «ولی حقّ مُوَالاتِی» دوستی، حق می‌آورد، ما حقِّ موالات داریم. به شما امید داریم و از شما می‌خواهیم كه شما به ما تصدّق كنید. كه خدا صدقه‌كنندگان را جزای خیر می‌دهد. دست  گدایی‌ ما به سوی شما دراز است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388;ساعت 19:45;  توسط علی شکوهی;  | 

مؤمنان و شیعیان امام زمان (عج)، خود و اعمال خویش را در محضر آن حضرت می بینند و از ترس این که مبادا خاطر شریف آن عزیز را مکدر نمایند و یا محروم از عنایات ویژه ی حضرتش گردند، برای قرب بیشتر و جلب توجه خاص آن حضرت در راه تعالی و تکامل باید بیشتر تلاش کنند و مواظب باشند که نکند خدای ناکرده با اعمال و کردار ناپسند خویش خاطر آن حضرت را از خویش مکدر نمایند.
امام زمان (عج)، امام رئوف و مهربان و دلسوز همه انسان ها، بلکه همه موجودات است؛ زیرا امامان علیهم السلام برنامه و اهدافشان همان برنامه و اهداف پیامبر گرامی اسلام است. قرآن مجید درباره پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:
«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ ، یعنی آنچه شما را آزار می دهد بر او سخت و گران است و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.» (توبه/128)
با توجه به مهربانی امام زمان (عج)، او انتظار سخت و مشکلی از ما ندارد. تنها چیزی که موجبات رضایت قلب مهربان آن حضرت از ما را فراهم می سازد، انجام واجبات الهی و ترک محرمات است. بنابراین اگر کسی به دستورات خداوند عمل نماید و وظایفی را که خداوند بر او مقرر کرده است، به درستی انجام دهد، یقیناً امام زمان (عج) از او راضی خواهد بود.
در این باره از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است
شخصی از ایشان سؤال کرد، مردانگی در چیست؟
امام علیه السلام فرمود: « نبیند خداوند ترا در معصیتی که از آن نهی کرده و ببیند تو را در طاعتی که به آن امر کرده است.» (فقه الرضا،ص358)
بدیهی است که امام زمان (عج) از انسانهای که دارای صفت مردانگی هستند راضی است.
اما کسانی که وظایف و واجبات خود، مانند نماز، روزه، حجاب، خمس، زکات و ... را انجام نمی دهند و از محرمات و کارهای حرام پرهیزی ندارند، یقیناً امام زمان (عج) از آنان راضی نخواهد بود، هرچند در اعمال مستحبی مانند: رفتن به زیارت و ... شرکت فعال داشته باشند.
بنابر این، آنچه را که به طور خلاصه در این مقال می توان گفت این است که:
رضایت امام زمان (عج) در رضایت خداست و رضایت خدا در عمل به دستورات الهی که همان انجام واجبات و ترک محرمات باشد، است؛ زیرا که امام زمان (عج) خود مکلف به احکام و دستورات شرع مقدس اسلام و حافظ ارزش های دینی است.

~~~~~~~~~~> www.montazerinemam.mihanblog.com
نسخه میهن بلاگ این وبلاگ هم راه اندازی شد.....

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388;ساعت 7:32;  توسط علی شکوهی;  | 

«آخرالزمان» اصطلاحى است كه طى سالهاى اخير بارها شنيده‏ايم و هر چه پيش مى‏رويم بر كاربرد آن افزوده مى‏شود.
گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شيعه است و ريشه در تفكر اسلامى دارد اما منحصر به مسلمانان نيست و معادلهاى اين كلمه، در اديان ديگر كاربرد وسيع و متنوعى دارد. حتى در مكاتب و مباحث سياسى غير دينى نيز بحثهاى متعددى راجع به آن صورت گرفته است. آنچه كه در بين تمامى اديان و حتى مكاتب غير دينى راجع به «آخرالزمان» مشترك است، اشاره به مقطعى از تاريخ انسان است كه در آن، بشر به عالى‏ترين برنامه و اسلوب اداره زندگى اجتماعى دست يافته و به وسيله آن فصل نوينى از همزيستى متعالى توأم با صلح، آرامش، عدالت و رفاه جهانى را آغاز مى‏كند. تأكيد اديان و فرهنگهاى متأثر از آن بر اجتماع انسانها در قالب «مدينه فاضله»، «آرمان‏شهر»، «شهر سالم»، «اورشليم»، «اتوپيا» و... دقيقا مبتنى بر همين اعتقاد است. البته يكى از وجوه تمايز اعتقاد به آرمان‏شهر و جامعه موعود بر پايه اديان الهى با اعتقاد به اين موضوع بر پايه مكاتب دست‏ساز بشر (مكاتب اومانيستى)، ديدگاه‏هاى ارائه شده در زمينه ريشه تأسيس چنين جامعه‏اى است. پيروان اديان آسمانى، ريشه آن را در «ظهور منجى آخرالزمان» مى‏دانند و پيروان ايسمهاى منحرف غير دينى، آن را ثمره سير تكاملى جوامع انسانى دانسته و پايان تاريخ مى‏نامند.1
به هر حال آنچه مسلم و انكارناپذير است، انتظار تمام عالم براى فرا رسيدن روز موعود و نجات انسان از پليديها و زشتيها و آغاز حكومت صالحان بر كره خاكى است و البته مترقى‏ترين، كامل‏ترين و صحيح‏ترين باور، اعتقاد آخرالزمانى شيعه مبنى بر ظهور امام دوازدهم(ع)، حجت غايب، حضرت ولى‏اللّه‏الاعظم، ارواحنا فداه، مى‏باشد.
شيعيان براساس وعده‏هاى داده شده از سوى رسول اكرم(ص) و ائمه طاهرين(ع) منتظر تحقق موعد قيام و ظهور قائم آل محمد(ع) هستند و براى اين انتظار نيز تكاليف و وظايفى دارند. فرهنگ انتظار طى قرون گذشته، نيروى محركه خيزشهاى بزرگ عدالت‏خواهانه و ظلم ستيز بوده كه قيام شكوهمند امام راحل(ره) را مى‏توان آخرين آن ناميد. از سوى ديگر روايات و متون متعدد، نشانه‏هاى مختلفى را براى مشخص نمودن احوالات آخرالزمان و اشاره به عصر ظهور ذكر كرده‏اند كه اين بخش، هميشه مورد توجه خاص و عام بوده است.
در سالهاى اخير مباحث پيرامون فرا رسيدن دوره آخرالزمان در ميان پيروان اديان مختلف رشد چشمگيرى يافته كه اعتقاد به رجعت و ظهور مسيح در سال 2000 ميلادى در ميان برخى از فرق مسيحى، از آن جمله بود. همچنين اعتقادات بحث‏انگيز مسيحيان انجيلى (مسيحيان صهيونيست و يهوديان درباره آخرالزمان و طرح تفكرات جنجالى همچون نبرد آرماگدون (هرمجدون)، تخريب مسجدالاقصى و... از اين دست است. ارائه عجولانه نظريه‏هايى همچون پايان تاريخ، به منظور منحرف نمودن تفكر فطرى منجى خواهى نيز دليل بر رشد همين باور ارزيابى مى‏شود. البته هدف اين نوشتار پرداختن به اين دسته از مطالب نيست و واشكافى آنها نياز به مباحث مشروح جداگانه‏اى دارد، اما توجه به موارد ياد شده لازم است، تا بدانيم احساس فرا رسيدن آخرالزمان در تمام اديان شكل گرفته است.
آنچه در اينجا مورد توجه است، باور نزديك بودن تحقق وعده ظهور مهدى موعود(ع)، در بين اكثريت شيعيان و محبين خاندان عترت(ع) است. شواهد و مستندات قابل توجه دلالت بر اين امر دارند كه اين مسئله از حد يك آرزو و اميد صرف فراتر رفته و به لطف ذات احدى در حال فرا رسيدن و محقق شدن است. ان‏شاءاللّه‏.
به نظر مى‏رسد براى اثبات اين مدعا ذكر نكاتى كه در زير مى‏آيد كفايت كند:
اول، آية‏اللّه‏ ناصرى در سخنرانى‏اى در مدينة‏النبى كه در رجب سال گذشته صورت گرفته مطالبى را در زمينه بشارت به نزديكى ظهور حضرت بقية‏اللّه‏ الاعظم(ع) بيان كرده‏اند.
ايشان در اين سخنرانى ابتدا مطلبى را به نقل از حضرت آية‏اللّه‏ العظمى بهجت بيان مى‏كند و سپس خطاب به مخاطبان مى‏گويد:
خدا مى‏داند زمان ظهور نزديك است.2
دوم، حضرت آية‏اللّه‏ العظمى مكارم شيرازى فرموده‏اند:
همانطور كه براى حضرت مهدى(ع) يك غيبت صغرا و يك غيبت كبرا است؛ يعنى درست مانند آفتاب [كه] وقتى مى‏خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشيد پشت افق پنهان مى‏شود ولى هوا نيمه روشن است و كم‏كم اين روشنايى برچيده و تاريك مى‏شود، براى ظهورش هم يك ظهور كبرا و يك ظهور صغرا است؛ مانند موقعى كه آفتاب مى‏خواهد طلوع كند قرص خورشيد هنوز پيدا نشده اما هوا نيمه روشن است و بعد خورشيد ديده مى‏شود. مرحله غيبت ايشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ايشان هم ظهور صغرا و هم ظهور كبرا دارد. در ظهور صغرا توجه مردم به امام زمان(ع) زياد مى‏شود و همه جا صحبت از امام زمان (ع) است و جلسات امام زمان(ع) پر شور مى‏شود و بحثهاى امام زمان (ع) همه جا را مى‏گيرد. وضع طورى مى‏شود كه مردم تشنه و آماده مى‏شوند. ما تصور مى‏كنيم كه در اين عصر و زمان؛ ما ان‏شاءاللّه‏ در بين‏الطوعين ظهور حضرت مهدى(ع) قرار داريم. من فراموش نمى‏كنم پنجاه سال قبل مؤسساتى كه به نام حضرت مهدى(ع) بود خيلى كم بود و كتابهايى كه درباره حضرت مهدى(ع) نوشته شده بود به اندازه امروز نبود و سخن از امام مهدى(ع) به اين گستردگى نبود، اگر كسى چهل يا پنجاه سال قبل مسجد جمكران مى‏رفت در بهترين شبها ده يا بيست نفر بودند اما الان صدها نفر در بعضى از شبهاى حساس هستند. ما به سوى طلوع كبرا پيش مى‏رويم.3
سخنان فوق از بزرگانى است كه ما به راستگويى و تقواى آنها اعتماد كامل داريم و ضمنا اين مطالب در لفافه و ابهام بيان نگرديده بلكه صراحتا نويد نزديك بودن زمان ظهور را مى‏دهد.
در خصوص توجه خاص به امام مهدى(ع)، ذكر اين نكته مناسب است كه در ديدارى كه حجة‏الاسلام رى‏شهرى نماينده ولى فقيه در امور حج به همراه دست‏اندركاران حج گذشته، با مقام معظم رهبرى داشتند، آقاى رى‏شهرى يكى از ويژگيهاى حج امسال را توجه ويژه حجاج تمام كشورها به امام زمان(ع) برشمرد.4
اكنون سؤال اين است كه در اين شرايط وظيفه ما به عنوان جامعه شيعى كه خود را پيرو و سرباز آن حضرت مى‏دانيم و نيز براساس وعده‏هاى داده شده كه اصل سپاه حضرت مهدى(ع) متشكل از ما (ياران سيد خراسانى كه 200 هزار تا يك ميليون نفر ذكر گرديده است) چيست؟
وظايفى كه شيعيان در آستانه ظهور دارند، متعدد و مختلف است و لازم است كارشناسان موضوع به تبيين، معرفى و تبليغ آن بپردازند. در اينجا بخشى از وظايفى مد نظر است كه به گسترش فضاى منجى‏خواهى مى‏انجامد. آية‏اللّه‏ مكارم در ادامه مطالب فوق، اين بخش از وظايف را برشمرده‏اند. ايشان مى‏فرمايند:
اگر مى‏خواهيم به آن ظهور كمك كنيم، اين ظهور صغرا را توسعه دهيم. همين بحثهاى مختلف درباره حضرت را ميان جوانان، بزرگسالان، زن ان، مردان، مسلمانان و غير مسلمانان توسعه دهيم و به اينترنت بكشانيم. خلاصه با امواج، نام مهدى(ع) را به همه دنيا برسانيم و اين ظهور صغرا را پررنگ كنيم تا نام حضرت مهدى(ع) در همه جلسات حضور پيدا كند. من معتقدم اگر اين كار را بكنيم اين يك مصداق عملى دعاى تعجيل فرج مى‏شود.5
بيان فوق، كليد اصلى راهكار انجام وظيفه است و مابقى كار، اجرايى كردن آن است. در سالهاى اخير مكررا مباحثى را راجع به «جنبش نرم‏افزارى» شنيده‏ايم، خصوصا در فرمايشات مقام معظم رهبرى بارها به آن اشاره شده است. ما در حوزه مهدويت و انتظار ظهور نيز نياز به چنين جنبشى داريم، البته از چند زاويه، كه سعى مى‏شود به بخشهايى از آن به تفكيك اشاره شود:
ادامه در قسمت ادامه مطلب...........


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388;ساعت 18:26;  توسط علی شکوهی;  | 

یا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست.
سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران
می خواهم از جور زمانه بگویم ، می خواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پرده ای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذره ای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خسته ام.
آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان:
مولای من می دانی چند سال است انتظار می کشم. از وقتی سخن گفته ام و معنای سخن خود را فهمیده ام انتظارت را می کشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.
خسته ام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. می دانی چند نوجوان هم سن و سال من آواره اند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش.
چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی می آیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش می دهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش می ترسم. می ترسم بیائی و من خواب باشم. می ترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم...
حس می کنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمی شنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده. ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من !
نیستی و ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه می کنند؟ چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابان های تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه می کنند؟
روز جمعه، روز خودت، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دلِ شکسته و سینه ی زخمی ام را مرهمی باشم. می دانی چه آمد؟ یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور....
نه غم می خورم، نه غم می خورم بخاطر روزهایی که نبوده ای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی. نبوده ای تا ندای مظلوم را بشنوی و ظالم را نابود سازی.
غم می خورم به خاطر روزهایی که به یادت نبوده ام و با گناه شب شده اند. همان روزهایی که در تقویم خاطره هها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کرده ام.«بهترین روز» اما براستی جز جهل نبود بهترین روز تنها روز ظهور توست. کی می آید؟ کی می شود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.
«بهترین روز ، روز ظهور مولاست»
با تمام جهل و مستی تصمیم گرفته ام دفترچه رزوگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم. هنوز در نخستین صفحات آن مانده ام و مطلبی برای نوشتن ندارم. تا پایان نوشتن انتظارت می کشم.
دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگی اش ایمان می آورد....

طرحی زیبا برای امام زمان علیه السلام----طرح و گرافیک زیبای اللهم عجل لولیک الفرج از سایت روضه

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388;ساعت 8:27;  توسط علی شکوهی;  | 

موسسه حضرت منجی (عج) دارالعلم یزد